تیده‌آ و امتحانا و اردو ...

سلام

خوفین؟منم بد نیستم خوبم نیستم یه حالت راکت لبخند

نه نیومدم غر بزنم میدونم شمام خسته شدینلبخند

این شند وقتی اینقدر اتفاق های مختلف افتاده که نمیدونم از کجا شروع کنم

یه آهنگ لایت گذاشتم و مینویسم...

اها...

بزارین از نمره هام شروع کنمآخ

طراحی الگوریتم    ۵/١۵

برنامه نویسی پیشرفته     ١٣ (تازه خیر سرمون میگفتیم برنامه نویسیمون خوبه)

ساختمان گسسته    ١٢

معادلات    ١٢

مدار    ١٠    (تازه جزو بشه زرنگای مدارم که ١٠ شدمنیشخند)

ریاضی   ٨

قرآن و وصایا هم که نیومده البته بگم من سر امتحان وصایا به قدری شرت و پرت نوشتم که

خودم از برگم خندم گرفته بود فکرکنم یه وصیت نامه جدید کلا خلق کردم تا ٢ ساعت بعد امتحان

داشتم میخندیدم به برگمنیشخند .

نیلیا هم این درس و با من داشت اون که تو یه سوال مثلا اومده بود دختر پسر ها باید برای

جلوگیری از نفوذ غرب و این حرفا شیکار کنن؟ نیلیا هم نوشته بود باید لباس آستین کوتاه

 نپوشن پسرا دختر ها باید شادر سرشون کننتعجب(آخه خداییش جواب شرت تر از این پیدا کردین؟ تعجب

من موندم از کجاش در آورد و شطور روش شد بنویسه اینو)نیشخند

خلاصه امتحانا به هر گند زدنی بود رد شد.البته حق داشتم با اون روحیه داغون بهتر از این

انتظار نمیرفت.

تو امتحانا تماما سحر پیش ما بود بیشتر اوقات .سحر همخونهای قدیمی نیلیاست و جدیدا

 با منم خیلی جور شده دختر بدی نی اما یکم شلختست.حلال زاده الان که دارم میتایپم

  اس ام اس زد.

یه روز داشتیم با سحر و نیلیا میرفتیم که من امتحان بدم اینا رو هم گفتم بیاین بریم دانشگاه

شما خونه نمونین بعد اینا هم با من اومدن .سوار یه تاکسی شدیم و راهی دانشگاه شدیم

 سر دانشگاه ما یه پل هوایی هست که من دیدم یه دختره نشسته رو پله های پل هوایی و

 داره درس میخونه بعد من گفتم دخترور بشه ها نگاه کنین نشسته رو پل هوایی درس میخونه

 بعد گفتم جا قحطه خوب تو دانشگاه درس میخوند دیگه .دختره الاغ .در حین این الاغ گفتن پیاده

شدم از ماشین بعد یهوو دیدم راننده گفت الاغ خودتیتعجب.ششام ۴تا شدتعجب برگشتم گفتم

 شی گفتی؟ حالا تو دلم میگم آخه به این راننده شه که من اینو گفتم بعد دیدم میگه

 برو برو پی کارت اومدم یشی بگم بهش که دیدیم دختره داره میاد سوار ماشین میشه بعد

در حالت کپ بسر میبردم من همانا.بعد دیدم نه مثل اینکه گند کاشتمنیشخند رومو کردم اونورو

صوت زنان رامو کشیدم رفتم نگو دختره دختره راننده بوده و منتظر باباش بوده

( صووووت میزنییییییمخنثی )

بعد نیلیا میگه یارو شی میگفت جریانو تعریف کردم اونا مرده بودن از خندهزبان

 جمعه ما با بشه های دانشگاه یه اتوبوس گرفتیم و رفتیم کلاردشت وای خیلی دلم واسه

 مرجان تنگیده بود وقتی دیدمش تو کلاردشت همدیگرو بخل بخل بوس بوسبغل بعد

 کل اتوبوس واسمون دست و صوت میزدن

(مرجان یکی از دوستای دوران کاردانی منه که بشه کلاردشته)

راستش اردو بدی نبود اما تا قبل اینکه شند تا نخالا نیان تو جمع بعد اومدن اونا کلا زهرمون شد.

ولی خداییش تازه فهمیدم پسر های گرگان شقدر با جنبه ان نمیخوام بی احترامی بکنم اما من

 تو گروه فقط قلیون برده بودم و یه اکیپ پسر های گرگانی که اونا این جمع و دیدن دیگه با ما نیومدن

و با ماشین خودشون رفتن دریا اما من که قلیون داشتم و میکشیدم انگار یه طوری بودن اونا .

البته شندتاشون بقدری با شخصیت بودن که نمیتونم حساب اونارم با اونا بنویسم اما بقیشون

 یه طوری بودن انگار خیلی شیزا واسشون جا نیفتاده بود از جمله راحت بودن من که حتی اونارو

 با اینکه در سطح خودم نمیدونستم اما سعی کردم با همشون گرم بگیرم اما انگار اونا واقعا این

رابطه های سالمو نمیفهمیدن و واسشون جا نیفتاده بود البته شه میشه کرد همه جا همه جور

 آدم هست.جالب اینجاست هر کدوم اونها تک تک ادعاء جنبه میکردن...

راستی دیشب کتاب یاسمین مودب پور تموم کردم بر خلاف خیلی ها که نوشته های مودب پورو

قبول ندارن من خیلی هم دوسش دارم اگر شه همیشه کاراکتر هاش تکراریه مثلا یه کاراکتر

شوخ و یه کاراکتر فقیر تو اکثر کتاباش هست اما همین سلیس نوشتنشو دوست دارم.

فردا صبح هم دارم میرم بجنورد واسه سال سارا.دیدین شه زود شد یک سال.انگارهمین دیروز بود.

باورم نمیشه....

آپ بعدیمو فکرکنم روز تفلد خودم همراه با بلاگم بکنم.اگه گفتین میشه شند روز دیگه؟

راستی فکر کنم خدا خیلی دوسم داره

همین

فعلا خدافیزی.

 

 

/ 17 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشاد

سلام وبتون زیبا بود خواهش می کنم در صورت ممکن بری من ایمیل بزنید خوشحال می شم بتونم از تجربتون تو این زمینه استفاده کنم

leon

تولدت مبارک [گل] ممنون از تبریکاتت

شاذه

سلام تیدی جونم دلم برات تنگیده بود. خوبی؟

کیاکوچولو

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ایشالا تا زمانی که میتونی رو پای خودت بایستی و محتاج کسی نباشی زنده باشی.[چشمک]

ندا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام بابا چه عجب یادی از ما کردی؟خوبی خوشی؟

ندا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

نازنین

هنر دوستی با دیگران از والاترین هدف‌های زندگی است. دوستان خوب پشتوانه‌ای با ارزش در

هانیه

وب خوبی داری